0912 964 4010

چرا دسترس‌پذیری ۵۳٪ همیشه به معنای خرابی تجهیزات نیست؟

راهنمای عملی تحلیل توقفات کارخانه سیمان با MTTR و MTBF

یک گزارش یک‌ساله (۱۴۰۴/۰۱/۰۱ تا ۱۴۰۴/۱۲/۲۹) از ۵ ایستگاه یک کارخانه سیمان را در نظر بگیرید: ۲۰٬۵۷۳ ساعت توقف در ۱٬۲۸۵ رویداد و دسترس‌پذیری تقویمی ۵۳٪. در نگاه اول یعنی کارخانه ضعیف عمل کرده است. اما وقتی توقفات را بر اساس ماهیت، علت و ایستگاه جدا می‌کنیم، تصویر کاملاً عوض می‌شود.
در این مقاله، با همین داده‌ی واقعی، یاد می‌گیرید توقفات کارخانه سیمان را چطور دسته‌بندی کنید، MTTR و MTBF را درست حساب کنید و از پارتوی علل توقف برای تصمیم‌گیری استفاده کنید.
شکل ۱: شاخص‌های خلاصه‌ی گزارش یک‌ساله‌ی توقفات (سامانه‌ی سیمان پایش)

شکل ۱: شاخص‌های خلاصه‌ی گزارش یک‌ساله‌ی توقفات (سامانه‌ی سیمان پایش)

توقف همه‌اش یک جور نیست

اولین خطای تحلیل توقفات این است که همه‌ی ساعت‌های توقف را یکجا جمع کنیم. در همان گزارش، ماهیت توقفات این‌طور بود:
ردیفماهیت توقفساعتسهم تقریبی
1برنامه‌ریزی شده12،30860%
2خارجی(خارج از کنترل کارخانه)3،73018%
3ناخواسته داخلی4،53622%
شکل ۲: ماهیت توقفات؛ ۶۰٪ برنامه‌ریزی‌شده، ۱۸٪ خارجی و ۲۲٪ ناخواسته داخلی

شکل ۲: ماهیت توقفات؛ ۶۰٪ برنامه‌ریزی‌شده، ۱۸٪ خارجی و ۲۲٪ ناخواسته داخلی

یعنی حدود ۲۲٪ ساعت‌ها در گروه «ناخواسته داخلی» قرار دارد. این گروه مهم‌ترین بخش برای بررسی مشکلات داخلی کارخانه است، هرچند همه‌ی آن لزوماً خرابی مکانیکی یا الکتریکی نیست و می‌تواند ریشه‌ی فرایندی یا عملیاتی هم داشته باشد.
توقف خارجی، مثل محدودیت برق، با خرابی تجهیزات از نظر مدیریتی دو مسئله‌ی متفاوت است: اولی را باید با برنامه‌ریزی و مذاکره مدیریت کرد و دومی را با نگهداری و تعمیرات.

توقف طولانی لزوماً خرابی نیست

پنج توقف طولانی این گزارش، از ۲۲۶ تا ۳۹۷ ساعت، همگی «تعمیرات اساسی خط تولید» بودند؛ یعنی برنامه‌ریزی‌شده. اگر فقط به طول توقف نگاه کنیم، همین تعمیرات اساسی در صدر «مشکلات» می‌نشینند.
شکل ۳: طولانی‌ترین توقفات باز؛ همگی تعمیرات اساسی برنامه‌ریزی‌شده

شکل ۳: طولانی‌ترین توقفات باز؛ همگی تعمیرات اساسی برنامه‌ریزی‌شده

سه شاخص که هر مدیر تولید باید بداند

• MTTR (میانگین زمان رفع توقف): مجموع زمان رفع توقفات ناخواسته تقسیم بر تعداد آن‌ها. نشان می‌دهد پس از وقوع توقف، چقدر سریع تجهیز برمی‌گردد.
• MTBF (میانگین فاصله‌ی بین توقفات ناخواسته): مجموع زمان کارکرد تقسیم بر تعداد توقفات ناخواسته. نشان می‌دهد توقف چند وقت یک‌بار رخ می‌دهد.
• دسترس‌پذیری: سهم ساعت‌هایی که خط در دسترس بوده است؛ در گزارش نمونه نسبت به کل ساعات تقویمی خطوط (۵ ایستگاه × ۸٬۷۶۰ ساعت) حساب شده است.
در گزارش نمونه، MTTR برابر ۸٫۴ ساعت و MTBF برابر ۲۳٫۵ ساعت بود. شاخص دیگری هم کنار آن‌ها دیده می‌شود: «میانگین مدت هر توقف» که ۱۶٫۰ ساعت است. چرا این عدد از MTTR بزرگ‌تر است؟ چون میانگین ۱۶ ساعته همه‌ی ۱٬۲۸۵ توقف را در بر می‌گیرد، از جمله تعمیرات اساسی چندصد ساعته؛ اما MTTR فقط توقفات ناخواسته را می‌سنجد.

چرا هم ۵۳٪ و هم ۷۳٫۷٪ درست است؟

اگر دسترس‌پذیری را یک بار از ساعات تقویمی و یک بار از رابطه‌ی MTBF ÷ (MTBF + MTTR) حساب کنید، دو عدد متفاوت می‌گیرید. تناقضی در کار نیست؛ مبنای حساب فرق دارد:
ردیفگاممحاسبهنتیجه
1ساعات تقویمی ۵ ایستگاه۵ × ۸٬۷۶۰۴۳٬۸۰۰ ساعت
2دسترس‌پذیری تقویمی۱ − (۲۰٬۵۷۳ ÷ ۴۳٬۸۰۰)حدود ۵۳٪
3ساعت کارکرد۴۳٬۸۰۰ − ۲۰٬۵۷۳۲۳٬۲۲۷ ساعت
4توقف ناخواسته (داخلی + خارجی)۴٬۵۳۶ + ۳٬۷۳۰۸٬۲۶۶ ساعت
5دسترس‌پذیری بدون توقفات برنامه‌ریزی‌شده۲۳٫۵ ÷ (۲۳٫۵ + ۸٫۴)حدود ۷۳٫۷٪
عدد ۷۳٫۷٪ همان کارکرد تقسیم بر (کارکرد + توقف ناخواسته) است: ۲۳٬۲۲۷ ÷ ۳۱٬۴۹۳. یعنی ۵۳٪ سهم کارکرد از کل ساعات سال است و ۷۳٫۷٪ سهم کارکرد وقتی توقفات برنامه‌ریزی‌شده را از مبنا کنار بگذاریم. هر دو درست‌اند، به شرطی که کنار هر عدد بنویسید روی کدام توقفات و کدام بازه حساب شده است.

یک نکته‌ی ظریف هم از این اعداد درمی‌آید: در این گزارش توقفات خارجی (مثل محدودیت برق) هم در MTBF و MTTR وارد شده‌اند. اگر هدف شما سنجش عملکرد تعمیرات است، MTTR را یک بار هم فقط برای توقفات داخلی حساب کنید؛ محدودیت برق «زمان تعمیر تجهیز» نیست.
نکته‌ی کلیدی: تعریف «توقف ناخواسته» را از ابتدا ثابت کنید و هر ماه با همان تعریف حساب کنید. روند عدد مهم‌تر از خود عدد است.

پارتو نشان می‌دهد اول سراغ کدام علت بروید

شکل ۴: پارتوی ده علت اصلی توقف (ساعت توقف و درصد تجمعی)

شکل ۴: پارتوی ده علت اصلی توقف (ساعت توقف و درصد تجمعی)

پنج علت اول پارتو حدود ۸۰٪ ساعت‌ها را ساخته‌اند و هیچ‌کدام خرابی مکانیکی نیستند: خارج از ساعت کار استاندارد (۵٬۰۱۶ ساعت)، محدودیت برق (۳٬۷۳۰ ساعت)، تعمیرات اساسی خط تولید، عدم نیاز و پر بودن مخزن/سیلو. خرابی یاتاقان، نوسان و افزایش آمپر، لرزش بالا، فالت یا تریپ موتور و خرابی گیربکس در انتهای نمودار با ساعت‌های بسیار کمتر دیده می‌شوند.
شکل ۵: سهم گروه‌های علت توقف بر اساس ساعت؛ گروه «عدم نیاز» بزرگ‌ترین سهم را دارد (حدود ۴۵٫۵٪)

شکل ۵: سهم گروه‌های علت توقف بر اساس ساعت؛ گروه «عدم نیاز» بزرگ‌ترین سهم را دارد (حدود ۴۵٫۵٪)

این یعنی اگر تمام برنامه‌ی بهبود صرف تعمیرات پیشگیرانه شود، بخش بزرگی از فرصت‌ها نادیده می‌ماند. بخشی از توقفات با بهبود نگهداری و تعمیرات، بخشی با اصلاح فرایند تولید و بخشی با برنامه‌ریزی تولید، تنظیم ساعت کار و مدیریت انرژی قابل کنترل است.

تعداد توقف مهم‌تر است یا مدت آن یا تولید ازدست‌رفته؟

نگاه کنید سنگ‌شکن و کوره در همین گزارش چطور رفتار کرده‌اند:
شکل ۶: تعداد توقف، ساعت توقف و سهم هر ایستگاه

شکل ۶: تعداد توقف، ساعت توقف و سهم هر ایستگاه

ردیفایستگاهتعداد توقفساعت توقفسهم از کل
1سنگ‌شکن۳۳۵۶٬۰۱۷۲۹٫۲٪
2آسیاب سیمان ۲۳۰۵۵٬۲۷۷۲۵٫۶٪
3آسیاب سیمان ۱۳۰۰۴٬۹۵۴۲۴٫۱٪
4آسیاب مواد۲۷۶۳٬۱۸۱۱۵٫۵٪
5کوره۶۹۱٬۱۴۵۵٫۶٪
کوره فقط ۶۹ توقف و حدود ۱٬۱۴۵ ساعت توقف دارد، یعنی کمتر از ۶٪ ساعت‌ها؛ اما کوره‌ای که قرار است ۲۴ ساعته کار کند هر ساعت توقفش را با ظرفیت اسمی ۲۷۰ تن بر ساعت پس می‌دهد. به همین دلیل، تعداد توقف یا مجموع ساعت‌ها به‌تنهایی برای اولویت‌بندی کافی نیست و باید ظرفیت ازدست‌رفته را هم کنارشان دید:
شکل ۷: ساعت کار استاندارد، بهره‌گیری و ظرفیت ازدست‌رفته به تفکیک ایستگاه

شکل ۷: ساعت کار استاندارد، بهره‌گیری و ظرفیت ازدست‌رفته به تفکیک ایستگاه

دو نکته‌ی مهم در خواندن این جدول:
ردیفایستگاهظرفیت اسمی (تن بر ساعت)کم‌کاری (ساعت)ظرفیت ازدست‌رفته (تن)
1سنگ‌شکن۱٬۰۰۰۹۶۰٫۳۹۶۰٬۲۸۳
2آسیاب مواد۳۰۰۱٬۵۶۳٫۱۴۶۸٬۹۱۵
3کوره۲۷۰۱٬۱۴۵٫۳۳۰۹٬۲۴۰
4آسیاب سیمان ۲۱۲۵۱٬۵۳۰٫۰۱۹۱٬۲۴۸
5آسیاب سیمان ۱۱۳۰۱٬۴۰۷٫۲۱۸۲٬۹۳۶
• تن‌های ایستگاه‌های مختلف هم‌ارز نیستند. سنگ‌شکن سنگ‌آهک، آسیاب مواد خوراک کوره، کوره کلینکر و آسیاب سیمان سیمان تولید می‌کند. این اعداد را نباید جمع کرد یا مستقیم با هم مقایسه کرد؛ برای هر ایستگاه باید در نقش خودش ارزیابی شود. عدد ۳۰۹٬۲۴۰ تن در کارت خلاصه‌ی گزارش (شکل ۱) همان ظرفیت ازدست‌رفته‌ی کوره است.

• این برآورد بر پایه‌ی ظرفیت اسمی است و لزوماً برابر فروش ازدست‌رفته نیست؛ موجودی بین‌فرایندی و ظرفیت سایر ایستگاه‌ها هم بر نتیجه اثر می‌گذارند.
توقف کوره فقط تولید کلینکر را قطع نمی‌کند. کوره باید پیوسته روشن بماند و خاموشی‌های مکرر، علاوه بر عدم‌النفع، معمولاً شوک حرارتی و آسیب پنهان به نسوزها را هم به دنبال دارد. به همین دلیل ثبت دقیق محدودیت انرژی به‌عنوان یک علت مستقل ارزش مذاکره و برنامه‌ریزی دارد.

نتیجه: اولویت‌بندی توقفات باید حداقل سه بعد داشته باشد: تعداد دفعات، مجموع ساعت‌ها و ظرفیت ازدست‌رفته.

ساعت کار استاندارد را تعریف کنید

ستون «ساعت کار استاندارد» در جدول بالا نشان می‌دهد هر ایستگاه قرار بوده چند ساعت در روز کار کند: ۱۰ ساعت سنگ‌شکن، ۱۸ ساعت آسیاب مواد، ۱۲ ساعت آسیاب‌های سیمان و ۲۴ ساعت کوره. بدون این تعریف، خاموشی‌های عادی بیرون از شیفت با توقف واقعی قاطی می‌شوند. در همین گزارش، علت «خارج از ساعت کار استاندارد» با ۵٬۰۱۶ ساعت در ۳۳۵ رویداد بزرگ‌ترین علت پارتو است و تعداد رویدادش با تعداد توقفات سنگ‌شکن برابر است.

اگر ساعت کار استاندارد تعریف نشود، چنین عددی هم دسترس‌پذیری را پایین می‌آورد و هم تصویر غلطی از «مشکل» می‌دهد.

توقف‌ها چه ساعتی شروع می‌شوند؟

شکل ۸: الگوی ساعت شروع توقف‌ها؛ بیشترین شروع توقف در ساعت ۱۶:۰۰ (۱۳۳ مورد)

شکل ۸: الگوی ساعت شروع توقف‌ها؛ بیشترین شروع توقف در ساعت ۱۶:۰۰ (۱۳۳ مورد)

ثبت ساعت دقیق شروع توقف کمک می‌کند ببینید توقف‌ها تصادفی‌اند یا به الگوی کاری، مثل پایان شیفت و تغییر برنامه‌ی تولید، گره خورده‌اند. در این گزارش بیشترین شروع توقف‌ها در ساعت ۱۶:۰۰ بوده است.

پنج قدم برای تحلیل درست توقفات

• ماهیت توقف را مشخص کنید: برنامه‌ریزی‌شده، خارجی یا ناخواسته داخلی، و اگر لازم است زیرگروه‌های بیشتر (اضطراری، اورهال و…).

• ساعت کار استاندارد هر ایستگاه را تعریف کنید تا ساعت‌های خارج از شیفت با توقف واقعی قاطی نشود.

• برای هر توقف علت ثبت کنید: تجهیز، علت، شروع و پایان. توقفی که چند روز طول بکشد باید خودکار به روز و شیفت شکسته شود. (درباره‌ی دقت ثبت زمان‌ها، مقاله‌ی «۷ نشانه که آمار تولید کارخانه سیمان قابل اعتماد نیست» را ببینید.)

• MTTR و MTBF را فقط با تعریف ثابت حساب کنید و روند ماهانه را دنبال کنید؛ MTTR توقفات داخلی را جداگانه هم ببینید.

• پارتو را ماهانه مرور کنید و برای سه علت اول برنامه‌ی عملیاتی تعریف کنید؛ هر ایستگاه را هم با سه بعد تعداد، ساعت و ظرفیت ازدست‌رفته بسنجید.
این کارها با Excel ممکن است، اما با افزایش تعداد ایستگاه‌ها و رویدادها (مثلاً ۱٬۲۸۵ رویداد در سال) بیشتر وقت صرف جمع‌آوری می‌شود تا تحلیل. ماژول تحلیل توقفات سیمان پایش همین گزارش‌ها را از داده‌ی ثبت‌شده به‌صورت خودکار می‌سازد.

سؤالات متداول

MTBF و MTTR در کارخانه سیمان چطور محاسبه می‌شود؟
MTBF برابر مجموع زمان کارکرد تقسیم بر تعداد توقفات ناخواسته است و MTTR برابر مجموع زمان رفع توقفات ناخواسته تقسیم بر تعداد آن‌ها. تعریف «توقف ناخواسته» باید در کل کارخانه یکسان باشد.
توقف برنامه‌ریزی‌شده را باید در MTBF حساب کرد؟
خیر. تعمیرات اساسی و توقفات برنامه‌ریزی‌شده خرابی نیستند و محاسبه‌ی آن‌ها شاخص نگهداری را خراب می‌کند.
دسترس‌پذیری خط تولید سیمان یعنی چه؟
سهم ساعت‌هایی که خط در دسترس تولید بوده است. دسترس‌پذیری تقویمی همه‌ی ساعات سال را مبنا می‌گیرد؛ اگر توقفات برنامه‌ریزی‌شده را از مبنا کنار بگذارید، عدد بالاتری به دست می‌آید. برای تفسیر درست، همیشه مبنای حساب را کنار عدد بنویسید.
چرا میانگین مدت هر توقف با MTTR فرق دارد؟
میانگین مدت هر توقف همه‌ی توقفات، از جمله تعمیرات اساسی طولانی، را در بر می‌گیرد؛ MTTR فقط توقفات ناخواسته را می‌سنجد. در گزارش نمونه، این دو به‌ترتیب ۱۶٫۰ و ۸٫۴ ساعت بودند.
سیمان پایش
محتوای رسمی سیمان پایش

دانش تخصصی صنعت سیمان و فرآیندهای تولید


پلتفرم یکپارچه سیمان پایش

پایش، تحلیل و مدیریت داده‌های تولید

مشاهده مقالات
0912 964 4010